آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

317

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

دهد ، به همين جهت بسيارى از مردان در جنگ شركت مىكنند و يا در برابر خطرات ديگر قرار مىگيرند ، به اين اميد كه شايد به افتخار كسب لقب خان مفتخر شوند ، گاه زندگى و جان خود را به خطر مىاندازند تا بلكه به مقام « شاهزادگى » نيز برسند . اين مقام در ايران موروثى نيست تا به اين ترتيب اولاد و اخلاف يك شاهزاده در آينده مقام شاهزادگى را يدك بكشد ، اگرچه فرزندان اين افراد از زندگى و موقعيت مناسب برخوردارند و ثروت پدر را به ارث مىبرند و ليكن نه لقب پدر به آن‌ها اطلاق مىشود و نه‌اينكه جانشين شغلى او خواهند شد و اگر خود بانجام عمل مهمى عنوان به دست نياورند و يا اينكه مشمول مراحم شاهانه نشوند به همان صورت باقى مىمانند ، اكنون اگر شاه فردى را به عنوان شاهزاده مفتخر كرد ، ايالتى را با تعدادى كارگزار مستقيما جهت حكمرانى به او مىبخشد تا بتواند آنجا را به عنوان يك شاهزاده‌نشين تا آخر عمر اداره كند ، ولى چنانچه به دليلى مورد سوءظن و نفرت شاه قرار گرفت تمام امتيازاتى را كه به او اعطاء كرده بود ، بازپس مىگيرد و از اين مقام بر كنارش مىكند . هر ايالت فقط يك خان و يك كلانتر دارد كه هر دو در مركز آن ايالت نشسته‌اند . خان جانشين شاه است و بايد به قضاوت و دادگسترى نظارت داشته باشد و دستور اجراى احكام از جمله حكم اعدام را صادر كند . به‌ندرت ديده شده است كه در مورد داورىهاى خان درخواست فرجام به دربار شاه ارسال شده باشد . كلانتر در حقيقت مأمور وصول ماليات از كل ايالت است ، او بايد وجوه و ماليات را جمع‌آورى كند و در اين مورد پاسخگوى خان و شخص شاه است . داروغه شغلى شبيه مأمور دولت و اداره‌كنندهء يك شهر در آلمان را دارد . كدخدا از طرف حكومت براى اداره دهات در نظر گرفته شده است . شاه از وجود خوانين و سلاطين به عنوان فرستاده نزد مقامات خارجى استفاده مىكند . اكنون اگر چنين وضعى پيش آيد ، شاه دستور مىدهد كه خان هداياى زيادى براى مقام خارجى مورد نظر همراه ببرد ؛ نيمى از اين هدايا را خزانه شاهى تأمين مىكند و بقيه را بايد ايالتى كه خان سرپرست آنجاست آماده كند ، در اين حالت